‏نمایش پست‌ها با برچسب فرهنگی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فرهنگی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۶/۰۷

احمدی نژاد، فخر فرهنگی؟!

به نقل از سایت کلمه، معاون ارتباطات، امور بین الملل و استانهای انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در حاشیه برگزاری کنگره فضل ابن شاذان، خبر از ثبت نام محمود احمدی نژاد به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی کشور داده است.

به گزارش روزنامه “جام جم”،محمدرضا شرف درخصوص ثبت نام محمود احمدی‌نژاد به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی کشور به مهر گفت: «هر کسی که در کشور ما به یک پست عالی سیاسی مانند ریاست یکی از قوا می‌رسد، جزو سرآمدهای نخبگان سیاسی است و با این پیش فرض بود که آقای احمدی‌نژاد برای این عنوان برگزیده شد».
این کنگره در نیمه دوم سال جاری برگزار خواهد شد.

۱۳۸۹/۰۶/۰۳

سانسور، پدیده‌ای دولتی یا مقوله‌ای اجتماعی-فرهنگی؟

شهلا زرلکی- نویسنده و منتقد ادبی
رادیو زمانه، با خانم شهلا زرلکی، نویسنده و منتقد ادبی گفتگویی کرده است.
خانم زرلکی، از ادبیات زنانه و مردانه گفته است و دنیا و زبان و نگاه متفاوت آنها و اینکه زنانه یا مردانه بودن یک اثر، ویژگی آن است و ربطی به ارزش ادبی آن اثر ندارد:
اینکه یک داستان جنس زنانه‏ دارد یا نه ربطی به ارزش ادبی‏اش ندارد. زنانه بودن که می‏گوییم فقط یک ویژگی‏ست. مثل خیلی ویژگی‏های دیگر. نه خوب است نه بد. یک ویژگی است مثل ویژگی‏های ژانری. وقتی پای ارزش‏گذاری و نمره دادن وسط است این که به زنانگی و مردانگی امتیاز بدهیم غلط است. این فقط یک ویژگی‏ است که در کار تأویل و تحلیل یک اثر به کار می‏آید نه اینکه در داوری درباره‌ی یک داستان بگوییم چون زنانه است برتر است یا چون مردانه است بهتر است. طبیعی است که خواننده در خوانش اولیه، چندان درگیر زنانه - مردانه نیست. این ‏تقسیم‏بندی‏ها مربوط به خوانش ثانویه و رویکردهای تحلیلی است.

او درباره‌ی تاثیر سانسور بر کارهای داستان نویسی‌اش می‌گوید:
سانسور، مقوله‏ای اجتماعی و فرهنگی است. سانسور با جان و روح یک جوان ایرانی آمیخته است. ربطی به ادبیات ندارد. تربیت اجتماعی در جامعه ایرانی در سی سال گذشته به گونه‏ای بوده که آدم‏ها فارغ از جنسیت، دچار دوگانگی‏های وحشتناکی هستند. تماشای این دوگانگی نیازمند مطالعه و تأمل زیادی نیست. لازم نیست جامعه‏شناس باشی یا روانشناس. شما نگاهی به رفتارهای اجتماعی دور و برتان بیندازید کافی است به عمق و گستردگی دوگانگی پی ببرید.

شهلا زرلکی، این دوگانگی را «محصول تفکر حاکم و تربیت اجتماعی» می‌داند که متعلق به دوره‌ی فلان وزیر و بهمان معاون ارشاد نیست و قبل از اینکه «سانسورمان» کنند، خود، دست به کار سانسور خود می‌شویم چرا که «میان درون و برون این آدم‏ها یک دیوار بلند وجود دارد. دیواری که معمار ماهر آن نظام فرهنگی و تربیتی حاکم است.»

    من امروز وقتی دستم را روی کلیدهای کامپیوترم می‏گذارم یک خانم ناظم چادری بی آن که خودم خبر داشته باشم، دستم را هدایت می‏کند که همه چیز را نگویم. چرا وقتی داستان صابون گلنار را می‏نویسم حواسم هست زیادی بدن‏های برهنه را توصیف نکنم؟
    ما در این سال سی، یاد گرفته‏ایم هر حرفی را نباید جلوی دیگران زد. نباید توی خیابان با هر کسی راست راست راه رفت و خندید، چون آدم را می‏گیرند می‏برند توی پاسگاه و اداره‌ی نکیر و منکر (منکرات) و زندان. پس حرف‏های پنهانی را باید در خانه زد. همین طور در این سال‏ها پیش آمده‏ایم تا رسیده‏ایم به اینجا. اینجا که وضعیت امروزمان است. تسلیم وضع موجود، منفعل، خسته، ناامید، تسلیم هر فرمانی که از بالا برسد، بدبین به همدیگر، متوهم و آرمیده در خانه‏های امن و آراممان و ترس‏خورده... ترس‏خورده...
متن کامل مصاحبه را در رادیو زمانه بخوانید.

۱۳۸۹/۰۵/۳۰

تابلوی وان‌گوگ برای چند ساعت در مصر دزدیده شد

گل‌های خشخاش با گلدان سفید، ون گوگ
فاروق حسنی، وزیر فرهنگ مصر، نیمروز شنبه (سی‌ام مرداد) در قاهره با تأسف به خبرنگاران اطلاع داد که تابلوی وان‌گوگ از «موزه محمود خلیل» دزدیده شده است. اما چند ساعت بعد اعلام کرد که پلیس مصر تابلو را در فرودگاه قاهره به دست آورده است.
گفته می‌شود که دو ایتالیایی قصد داشتند تابلو را از مصر خارج کنند اما در فرودگاه دستگیر شدند.
تابلو در اولین ساعات بامداد شنبه دزدیده شد. سارقان تابلو را از قاب آن جدا کرده بودند.
دولت مصر ربوده شدن تابلو را بی‌درنگ به تمام بندرها و فرودگاه‌های مصر اطلاع داد تا از خروج تابلو از کشور جلوگیری شود. گفته می‌شود که بر اثر همین تدابیر شدید بود که دو سارق تابلو چند ساعت بعد به دام افتادند.
تابلوی وان‌گوگ به نام "گل‌های خشخاش با گلدان سفید" معروف است و کارشناسان قیمت آن را حدود ۵۰ میلیون دلار ارزیابی می‌کنند.
همین تابلو در سال ۱۹۷۷ از "موزه محمود خلیل" ربوده شد، اما تابلو دو سال بعد در کویت دوباره پیدا شد و به مصر برگشت.
تابلوی وان‌گوگ چهارگوش است، طول و عرض آن یک فوت است، و گفته می‌شود که نقاش بزرگ امپرسیونیست آن را در سال ۱۸۸۷ نقاشی کرده است، تنها سه سال قبل از مرگ.
در "موزه محمود خلیل" در پایتخت مصر، آثاری ارزشمند از سایر نقاشان امپرسیونیست مانند کلود مونه، ژان رنوار، ادگار دگا و تولوز لوترک نگه‌داری می‌شود.

منبع: بی بی سی

۱۳۸۹/۰۵/۲۸

هفتادمین سالگرد درگذشت استاد کمال الملک

محمد غفاری، ملقب به کمال‌الملک
بیست و هفتم مرداد ماه امسال برابر بود با هفتادمین سالروز درگذشت نقاش نام‌آور، محمد غفاری معروف به کمال‌الملک (۱۲۲۴-۱۳۱۹)، که هنرش از یک سو ستایندگان بی‌شمار داشت، و از سوی دیگر خرده‌گیران آن نیز کم نبودند. ولی آن چه از هر دو سو مورد ستایش قرار می‌گیرد و همگان بر آن اتفاق نظر دارند، شخصیت آزاد منش و بزرگوار اوست.
محمود خوشنام، منتقد هنری، در بی بی سی، به همین مناسبت مقاله‌ای نوشته است که قسمت‌هایی از آن را برایتان باز نوشت می‌کنیم:

کمال‌الملک از یک خانواده اهل فرهنگ و هنر برخاسته بود. در سیزده سالگی از زادگاه خود کاشان به تهران رفت و به تحصیل در دارالفنون پرداخت. در دیداری که ناصرالدین شاه قاجار از دارالفنون به عمل آورد، به تصادف یکی دو تا از کارهای او را دید و پسندید و همین سبب شد که پایش به دربار باز شود. ناصرالدین شاه هم لقب کمال‌الملک را به او اعطا کرد و هم منصب نقاش‌باشی دربار را. بخشی از تابلوهای کمال‌الملک (حدود یکصد و هفتاد قطعه از آفریده‌های او که امضای نقاش‌باشی را بر دامن دارد)، حاصل این دوره از زندگی او در دربار ناصری است.
نخستین تابلوی او با امضای کمال‌الملک که بعدها به معروف‌ترین تابلوی او بدل شد، "تالار آئینه" نام دارد که پنج سال تمام روی آن کار شده است.

کمال‌الملک در سال ۱۲۵۴ به شوق دیدار از آفریده‌های هنری جهان به اروپا رفت و حدود سه، چهار سال در موزه‌های فلورانس و پاریس ( لوور و ورسای) به مطالعه پرداخت و همزمان از روی تابلوهای نقاشان کلاسیک اروپا " کپیه برداری" کرد.
چندی بعد در سفری دیگر به بین‌النهرین رفت و دو سالی در بغداد و کربلا اقامت گزید تا هم امامان را زیارتی کرده باشد و هم موضوع‌هائی را برای آفرینش پیدا کند که دیگران کم‌تر به سراغش رفته باشند. زرگر بغدادی و شاگردش، یهودیان فالگیر، عرب خوابیده و صحرای کربلا، از جمله کارهای شهرت یافته اوست که از این سفر دوم حاصل شده است.
کمال‌الملک، در سال ۱۲۹۰ مدرسه صنایع مستظرفه را در تهران بنیاد کرد و به آموزش شاگرد پرداخت. اما سرانجام در سال ۱۳۰۶ به سبب درگیری با مسئولان وزارت معارف، از کار کناره‌گیری کرد و سرخوردگی‌ها سبب شد که از پایتخت نیز دور شود و به حسین آباد، دهکده‌ای که در حوالی نیشابور برای خود خریده بود، کوچ کند. خیلی از ناظران این کوچ و انزوا جوئی او را ناشی از محدودیت‌هائی می‌دانند که دولت رضا شاهی برای او به وجود می‌آورد.

۱۳۸۹/۰۵/۲۶

صنعت نمایش خانگی امروز، بیماری ام‌اس دارد!

به گزارش ایلنا، محمدعلی‌ زم رئیس هیات مدیره انجمن صنفی ویدئو رسانه گفت: در سه سال گذشته هدف ما توجه دادن و نگاه به یک عنصر مهم و یک رسانه مغفول و تاثیرگذار به نام شبکه نمایش خانگی است که با سینما و تلویزیون تفاوت دارد و دسترسی متنوعی را برای مردم ایجاد می‌کند و مردم را در موقعیت انتخاب قرار می‌دهد.

 متاسفانه برخوردی که با ویدئو شد مانند برخوردی بود که با تمام پدیده‌های مدرن صورت گرفت و از آن با تاخیر بهره‌برداری شد در حالی که در غرب ویدئو متولد شده بود ما در اینجا استفاده از آن را منع کردیم و زمانی که در آنجا مباحث جدیدی به وجود آمد ما تازه به فکر استفاده از شکل‌های ابتدایی ویدئو مانند بتاماکس روی آوردیم. امروز نیز این وضع درباره لوح فشرده همچنان ادامه دارد و در حالی که وی‌سی‌دی در کشورهایی همچون افغانستان و تاجیکستان کنار گذاشته شده است اما ما همچنان از آن استفاده می‌کنیم.

محمدعلی زم با اشاره به مشکلات صنعت ویدئو رسانه گفت: «بخش نمایش خانگی امروز دچار یک بیماری ام‌اس شده است و مانند بیمار ام‌اس که رابطه مغز آن با اعضا قطع است این شبکه نیز این‌گونه است. امروز موسسات ویدئورسانه به دلیل ناتوانی اقتصادی و عدم حمایت دولت و همچنین مشکل پخش و بازرگانی، ارتباط خوب و گسترده‌ای با مخاطبان خود ندارند و شکاف بزرگی بین مردم و محصولات شبکه نمایش خانگی وجود دارد که این شکاف را شبکه قاچاق فیلم، اینترنت که کمتر از هشت ساعت می‌توان فیلمی را از آن دانلود کرد و ماهواره ها که بدون رعایت حقوق پخش فیلم‌ها، آن را پخش می‌کنند، پر کرده‌اند.»


منبع: کلمه

۱۳۸۹/۰۵/۲۳

مدیرکل فرهنگی وزارت علوم: وبلاگ‌های دانشجویی را وزارت علوم رصد می‌کند

مدیرکل فرهنگی وزارت علوم با بیان اینکه وبلاگ‌های دانشجویی را از بهمن ماه سال گذشته وزارت علوم رصد می‌کند، از افزایش گرایش دانشجویان به استفاده از فضای مجازی خبر داد.
جلیل دارا مدیرکل فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اظهار داشت: «دانشجویان در این چند سال نشان داده‌اند که برای استفاده از امکانات رایگان موجود در فضای مجازی، علاقه‌ی بیشتری دارند.»
وی در خصوص نظارت بر فعالیت‌های مجازی دانشجویان نیز گفت: «وبلاگ‌های دانشجویی تنها در صورتی که مشمول آئین‌نامه‌های مربوطه شوند، تحت نظارت جدی قرار می‌گیرند.»
مدیرکل فرهنگی وزارت علوم در همین زمینه اضافه کرد:‌ «اگر وبلاگی به صورت رسمی ثبت نشده باشد، شامل آئین‌نامه‌های مربوطه نمی‌شود بنابراین اجباری به نظارت بر آنها وجود نخواهد داشت.»
دارا با تأکید بر اینکه وبلاگ‌های دانشجویی در صورت دریافت مجوز باید براساس آئین‌نامه‌های مربوطه عمل کنند، خاطرنشان کرد: «اگر وبلاگی بعد از کسب مجوز رسمی برخلاف آئین‌نامه عمل کند، کمیته ناظر می‌تواند برای انجام تخلف با آن برخورد کند.»
منبع: خبرگزاری فارس

دفاع صادق زیبا کلام از آزادی بیان

آخرین اظهار‏نظر  آقای مشایی در همایش ایرانیان خارج از کشور در تهران مبنی بر دفاع از «مکتب ایرانی»، بزرگ‏ترین موج حمله علیه وی را در میان اصول‏گرایان برانگیخته است. تعداد زیادی از مراجع شناخته شده، علیه سخنان اخیر او موضع گرفتند و برخی شخصیت‏های سیاسی نیز علیه آن سخنرانی کردند. تا جایی که روز سه‏ شنبه نوزدهم مردادماه، سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، اظهارات آقای مشایی را به طور رسمی، جرمی علیه امنیت ملی خواند.
آقای صادق زیبا کلام، استاد علوم سیاسی، در انتقاد از گفته‌های آقای مشایی، گفته است:
اگر قرار باشد ما از مکتب ایران سخن بگوییم، این فقط ایران نیست که تاریخ چند هزار ساله دارد. چین هم دارد، هند هم دارد، ترک‌ها هم دارند. بنابراین اگر این چنین باشد ما باید از مکتب هند و چین و ترکیه و انگلستان و... صحبت کنیم چون تمام این‌ها، قدمت تاریخی‌شان اگر بیشتر از ایران نباشد کمتر نیست، این کشورها هم دانشمندانی داشتند که خدمت کردند انگلیسی‌ها خیلی بیشتر از ما ایرانی‌ها فیلسوف و اندیشمند داشتند.
وی با انتقاد از ناسیونالیسم مورد نظر رییس دفتر احمدی نژاد اظهار کرد:
ما که ملیت خود را انتخاب نمی‌کنیم که به آن ببالیم؛ هر انسانی باید به چیزهایی ببالد که بدست آورده است. مانند این که من به مرد بودن خودم ببالم این در حالی است که خداوند من را مذکر خلق کرده است. ما باید به چیزهایی ببالیم که خودمان به دست آورده‌ایم.
این تحلیل‌گر سیاسی با بیان این‌که به هیچ وجه با بن‌مایه فکری آقای رحیم مشایی موافق نیست، گفت:
آن چیزی که من از آن دفاع می‌کنم این است که حق آقای رحیم مشایی است که افکار و اندیشه‌اش را بتواند ابراز کند. جامعه واقعا جامعه بیماری است، اگرکه کسی صحبت کند و به این دلیل که ما با آن مخالفیم همه به آن حمله کنیم و بگوییم تو چرا این حرف را زدی. به علاوه اگر رحیم مشایی در این جایگاهی که دارد نتواند سخن بگوید آن وقت صادق زیباکلام و دیگران به هیچ وجه نمی‌توانند سخن بگویند. بنابراین دفاع من از مشایی دفاع از حق آزادی بیان و حق آزادی اندیشه است.
منبع:  سایت رسمی صادق زیبا کلام

در لبنان “سلطان” خواندند، در ایران “ربنا”یش را قطع کردند!


سعید زندگانی
استاد محمد رضا شجریان با افتخاری دیگر برای فرهنگ و هنر کشورمان ایران، از جشنواره بین المللی "بیت الدین" لبنان به وطن برگشت. آنجا در برنامه ویژه ای، اختتامیه جشنواره را به این "سلطان آواز ایرانی" و "دستان سرای بزرگ مشرق زمین" اختصاص داده بودند؛ اما اینجا، در وطنش ایران، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی طی بخشنامه ای پخش دعای ربنا با صدای استاد را به طور کامل در تمام شبکه های رادیوئی و تلویزیونی ممنوع اعلام کرده است!
" بیت الدین" قلعه ای است تاریخی از شاهکارهای معماری عرب درقرن نوزدهم میلادی که در استان "جبل" و در چهل کیلومتری بیروت قرار دارد.هر سال جشنواره بین المللی موسیقی با حضور چهره های سرشناس موسیقی جهان در آن برگزار می شود که امسال استاد محمد رضا شجریان و گروه "شهناز" به سرپرستی مجید درخشانی، میهمان ویژه بیست و پنجمین دوره این جشنواره بودند. برگزار کنندگان جشنواره، به علت محبوبیت شجریان در کشورهای مشرق زمین، به خصوص خاورمیانه، شب آخر جشنواره را به او اختصاص داده بودند تا همراه گروه "شهناز" به روی صحنه برود.
دستان سرای بزرگ مشرق زمین
محل اجرای کنسرت در محوطه قلعه "بیت الدین" حدود هزار صندلی برای نشستن میهمانان داشت که همه بلیت های آن از چندین روز پیش به فروش رفته بود. مطبوعات لبنان با عنوانهائی از جمله " سلطان آواز ایران" و "دستان سرای بزرگ مشرق زمین" به استقبال برنامه رفته بودند تا مشتاقان موسیقی از کشورهای دور و نزدیک در آن حضور داشته باشند. اکثر بلیتها را لبنانیها و ساکنین کشورهای عربی همسایه خریده بودند. اروپائیان و بویژه فرانسویها تعداد زیادی از صندلیها را در اختیار داشتند و ایرانیان مشتاق در آن میان اندک بودند که آنان نیز یا دانشجویان و روزنامه نگاران مقیم لبنان بودند، یا هموطنان ساکن در کشورهای عربی، بویژه امارات متحده عربی که خود را به "بیت الدین" رسانده بودند.
خبرگزاری العربیه در گزارش خود از این رویداد بزرگ هنری نوشته بود: "در صحبت با لبنانی های حاضر در برنامه می شد انگیزه آنان را در مورد حضورشان در کنسرت شجریان فهمید. عادل 35 ساله می گفت: برای کنجگاوی آمده ام. وصف موسیقی ایرانی و استاد شجریان را از دوستان اهل موسیقی خود بسیار شنیده ام و حالا آمده ام آنها را از نزدیک ببینم. و فادی 28 ساله نظرش این بود که موسیقی سنتی ایران بسیار زیبا و آرام بخش است و کارهای شجریان را هم تک و توک شنیده بود و حالا آمده بود تا از نزدیک آواز خوان بزرگ موسیقی اصیل ایرانی را ببیند و صدایش را بشنود.
ترکیب برنامه همان بود که استاد شجریان و گروه "شهناز" در تور استرالیا و آمریکای خود اجرا کرده بودند. بخش اول آواز همایون و بخش دوم در دستگاه ماهور با آواز و تصانیفی که بوسیله درخشانی یا خود شجریان روی غزلیات سعدی و حافظ و مولانا ساخته شده بود. اما هیجان هنگامی به اوج رسید که در پایان برنامه، صدها شنونده حاضر در قلعه که از ساز و آواز اصیل ایرانی به وجد آمده بودند، همراه ایرانیها دم گرفتند: "مرغ سحر...مرغ سحر" و او باز هم به این خواست مشتاقان آزادی پاسخ مثبت داد و از زبان "ملک الشعراب بهار"خواند:
ظلم ظالم، جور صیاد، آشیانم داده برباد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت
شام خونین ما را سحر کن
برنامه شجریان در مراسم پایانی جشنواره بین المللی "بیت الدین" جمعه ششم آگوست (15 مرداد) و شش روز قبل از رمضان برگزار شد، همان روزهائی که عزت اله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما موافقت کرده بود تا بخشنامه ای خطاب به سازندگان برنامه های ویژه افطار در رادیو و تلویزیون صادر و به آنان دستور داده شود که از پخش دعای "ربنا" با صدای شجریان خودداری کنند. در این بخشنامه آمده است که سازمان حتی از پخش آگهی های بازرگانی که معمولا در ماه رمضان با اذان و دعا همراه است، در صورتی که صدای ربنای شجریان زمینه آن باشد، ممانعت به عمل خواهد آورد!
قطع ربنا پس از سی ویک سال
استاد محمد رضا شجریان، پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری که در آن برخلاف رای مردم، محمود احمدی نژاد سراز صندوقهای رای برآورد، به جنبش اعتراضی مردم پیوست و طی مصاحبه های متعدد با رسانه های بین المللی خواستار اعاده حق مردم شد. او که خود را "صدای خس و خاشاک" می نامد، از صدا و سیما خواست از پخش آثار او خودداری ورزد، اما در مورد دعای "ربنا" استثناء قائل شد و به احترام روزه داران پخش آنرا بلامانع اعلام کرد. این دعا سال گذشته پیش از اذان مغرب، همچنان از یکی دو شبکه پخش می شد اما امسال پخش آنرا بکلی ممنوع اعلام کردند.
شجریان "ربنا" را در تیرماه 1358 و در اولین رمضان پس از انقلاب خوانده است و از آن هنگام تاکنون این دعا با صدای آسمانی و لحن و تحریرهای بی نظیر او، زینت بخش سفره های افطار میلیونها ایرانی و مسلمان غیر ایرانی در سراسر جهان بوده است. حالا که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ادامه کینه ورزیهای خود نسبت به جنبش اعتراضی مردم، پخش "ربنا" را هم ممنوع اعلام کرده، بعید نیست به نادر هنرمندانی بگویند آنرا بخواند که همچنان به طرفداری از دولت احمدی نژاد ادامه می دهند ...

منبع : جرس

۱۳۸۹/۰۵/۲۰

بزرگترین ساعت جهان



ساعت، بالای برجی در کنار صحن مسجد الحرام ساخته شده است.
این ساعت شامل چهار وجه است و در چهار طرف بالای برج قرار دارد، اما در آغاز رمضان (چهارشنبه) تنها یک طرف آن آماده است و برای سه ماه به صورت آزمایشی کار خواهد کرد.
قالب ساعت به شکل چهارگوش است. قطر صفحه ساعت ۳۹ متر است و در آن ۹۸ میلیون قطعه موزائیک شیشه‌ای به کار رفته است.
ارتفاع برج ساعت از سطح زمین تا بالاترین نقطه آن ۶۵۱ متر است، که پس از برج دبی (برج خلیفه) دومین بنای بلند جهان است.
ساعت مکه با ۲۱ هزار مهتابی سبز و سفید روشن می‌شود، به صورتی که از فاصله ۳۰ کیلومتری قابل مشاهده است.
ساعت با آخرین پیشرفت‌های تکنولوژیک ساخته شده و به سیستمی برای محافظت در برابر آلودگی و غبار و رطوبت مجهز است.
ساعت به شبکه عمومی برق شهر مکه متصل است، اما موتور اصلی آن با انرژی خورشیدی کار می‌کند.
در طراحی و ساخت این ساعت عظیم، مهندسان آلمانی و سوئیسی شرکت داشته‌اند.
به گفته "وزارت امور شرعی" در عربستان سعودی، ساختن "برج ساعت" حدود ۸۰۰ میلیون دلار هزینه داشته است.
دیگر تصاویر این ساعت را می‌توانید در سایت خبرگزاری اهل بیت مشاهده نمایید. این خبرگزاری البته به دلیل اینکه این ساعت در نزدیکی حرم الهی قرار دارد و توجه را از کعبه‌ی آمال منحرف کرده، ابراز تاسف کرده است !

دروغ پردازی‌ مرکز اسناد انقلاب اسلامی!

چندی پیش، دکتر خزعلی، فرزند آیت الله خزعلی، مطلبی را درباره‌ی دعوت از آقایان کروبی و خزعلی به منزل خود، نوشت.
به فاصله‌ی بسیار کمی، این خبر، در سایت‌های مثلاً اصولگرا (به چه اصولی واقعاً اینان پایبندند؟!) به طرز عجیب و غریبی، وارونه منتشر شد.
دکتر خزعلی، در سایت خود، جوابیه‌ای نوشته است که عیناً اینجا نیز آورده می‌شود:

هنوز من زنده ام، پدردر قید حیات است، کروبی هم زنده است، خبر هم در صفحه اول سایت موجود است، دهها سایت و خبرگزاری هم عین مطلب را منعکس کرده اند، هنوز مرکب قلم من خشک نشده است که مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آن ‌را تحریف می‌کند و خبری کذب منتشر می‌سازد، نمی‌دانم دیگر چه اعتمادی به تاریخ انقلاب تدوین شده توسط مرکز اسناد می توان داشت؟! با این خبر کذب من دیگراعتمادی به اخبار مربوط به مطهری، بهشتی، منتظری، قدوسی، طالقانی، شریعتی، مفتح و امام - که توسط این مرکز منتشر می شود- ندارم، شما که اینقدر راحت و بی‌پروا درحیات ما دروغ‌ پردازی می کنید، بعد از ما چه خواهید کرد؟
خبر در سایت من با عنوان" ناهاری به قیمت جان کروبی!" منتشر شد، من ازپدر و آقای کروبی برای ناهار دعوت کردم، آقای کروبی دعوت مرا(به منزل من، نه منزل پدر!) پذیرفت و پدر آمدن خود را مشروط به توبه و اعدام آقای کروبی فرمودند!
اولاً: دعوت از سوی من بوده است و عبارت" درخواست آقای کروبی" کذب محض است!
ثانیاً: آیت الله خزعلی پذیرفتند و فقط یک شرط کوچک گذاشتند! آن هم اعدام کروبی بود! حال بایداز معظم له استفسار کنم که مهمانی بعد از تحقق شرط باشد (اعدام) یا قبل از آن!
بدینوسیله از سایت ‌هایی که خبر کذب منتشر کرده‌اند می‌خواهمٰ این اصلاحیه را منتشر نمایند. با تشکر از این که قانون مطبوعات را ارج می نهید.
20/5/1389 دکتر مهدی خزعلی

سایتهایی که خبر دروغ منتشر کردند: " مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تابناک، جهان نیوز، عصر ایرن، رجانیوز، نقدنیوز، نورپورتال، 598، سحرنیوز،پرشین‌وی، استقامت، کاج‌نیوز، لیمون پرس و ....."